به گزارش اطلاع نیوز به نقل از تقریب، حجت الاسلام هادی اکبری دبیر شورای عالی مجمع تقریب مذاهب اسلامی در گفتگو با خبرنگار حوزه اندیشه خبگزاری تقریب با اشاره به ابتکار شیخ الازهر در جهت فرصتی برای همگرایی و کاهش تنش در جهان اسلام، اظهار داشت: محور اصلی این پیشنهاد، تشکیل کمیته میانجیگری برای پایان دادن به درگیریها و نزاعها در منطقه و میان کشورهای اسلامی و عربی است. این پیشنهاد پتانسیلهای متعددی در جغرافیای سیاسی جهان اسلام دارد؛ به ویژه آنکه میانجیگریهای غربی و نهادهای بینالمللی معمولاً با بیاعتمادی یا بنبست سیاسی مواجه میشوند و بهرهگیری از نهادهای اصیلی چون الازهر میتواند مسیرهای مسدود را باز کند.
حجت الاسلام اکبری بیان کرد: مهمترین ظرفیتهای الازهر و شخص دکتر احمد الطیب عبارتند از:
مشروعیت تاریخی و سنتی: دانشگاه الازهر با بیش از هزار سال فعالیت علمی، یکی از پایگاههای دینی و علمی اهل سنت در جهان اسلام و برخوردار از مشروعیت تاریخی است.
– مقبولیت فراجناحی و فراکشوری: الازهر در میان جریانهای اهل سنت از آفریقا تا شام و خلیج فارس از مقبولیت ممتازی برخوردار است که جایگاه آن را برای ورود به چنین عرصههایی ویژه میکند.
– میراث دارالتقریب: فتوای تاریخی مرحوم شیخ شلتوت در به رسمیت شناختن مذهب شیعه، نشان از سابقه الازهر در مسیر تقریب بین مذاهب اسلامی دارد.
– رویکرد ضدتکفیری شیخ احمد الطیب: مواضع ایشان در سالهای اخیر حاکی از روحیه تقریبی و تمایل به همزیستی با دیگر مذاهب است.
– فضای عقبنشینی آبرومندانه: ورود علما و رهبران فکری به بحرانهایی که در پایتختها به بنبست رسیدهاند، فضایی منطقی برای پذیرش مصالحه فراهم میکند؛ چرا که تمکین به دعوت بزرگان دین، نه نشانه ضعف سیاسی، بلکه تمکین به ارزشهای دینی و قرآنی است.
– مواضع قاطع در بحران غزه: شیخ احمد الطیب در طول بحران غزه از صریحترین و قاطعانهترین مواضع را علیه جنایات رژیم صهیونیستی اتخاذ کرد و میتواند دولتها و ملتهای اسلامی را از درگیریهای داخلی به سمت اولویت مشترک یعنی مسئله قدس و فلسطین معطوف کند.
به نظر میرسد این ابتکار فرصتی کمنظیر برای بازیابی نقش تمدنی و مصلحانه نهاد دین است؛ اگر نیروهای فکری و مذهبی معتدل در تهران، نجف، استانبول، پاکستان و مراکز علمی جهان اسلام به این پیشنهاد دست همکاری بدهند، میتواند جبهه معنوی علیه اختلاف، تفرقه، فرقهگرایی و جنگهای نیابتی در منطقه شکل بگیرد.
دبیر شورای عالی مجمع تقریب، تصریح کرد: نقش ابتکار در تقویت وحدت امت اسلامی و همافزایی کشورهای عربی و اسلامی را میتوان اینگونه بیان کرد:
– خنثیسازی فرقهگرایی: بخش عمده جنگهای منطقه از سوریه و عراق تا یمن و لبنان با موتور محرکه فرقهگرایی شعلهور شده است. وقتی عالیترین مرجع دینی اهل سنت میداندار حل اختلافات شود و کمیته میانجیگری با حضور علمای طراز اول شیعه و سنی تشکیل شود، پروژه تکفیر و مباح دانستن خون مسلمانان بیاعتبار و شکستخورده خواهد شد و پوشش دینی جنگهای نیابتی از دست افراطگرایان خارج میشود.
– پل تفاهم میان کشورهای عربی و غیرعربی: الازهر به دلیل موقعیت جغرافیایی مصر در قلب جهان عرب و جایگاه فقهی و علمی خود، نهادی فراعربی و جهانشمول است و میتواند پل تفاهم میان پایتختهای عربی (ریاض، بغداد، دمشق، بیروت، قاهره) و غیرعربی (تهران، آنکارا، اسلامآباد، جاکارتا) باشد و هویت اسلامی را به عنوان چتری بر سر همه این کشورها مطرح کند.
– نظم داوری درونی در جهان اسلام: قرنهاست اختلافات کشورهای اسلامی توسط شورای امنیت، قدرتهای غربی یا نهادهای غیراسلامی حلوفصل میشود که مصلحت منطقه برای آنها اولویت ندارد و درگیریها را برای موازنه قوا و فروش سلاح مدیریت میکنند. تحقق این کمیته میتواند سرآغاز نظم داوری درونی در جهان اسلام باشد؛ نظمی که در آن اهل خانه خودشان تصمیم میگیرند مشکلاتشان را چگونه حل کنند و نیازی به قیمومیت بیگانه نخواهند داشت.
البته لازمه این امر آن است که الازهر از سخنگوی انحصاری بودن خارج شود و به عنوان میزبان و هماهنگکننده امین، ظرفیتهای عظیم جهان اسلام از مراجع عظام تقلید در نجف و قم تا رهبران اسلامی ترکیه، پاکستان و علمای زیتونه تونس را زیر یک خیمه جمع کند. این همافزایی میتواند اراده سیاسی دولتها را تحت فشار افکار عمومی مسلمانان قرار دهد و ندای صلح را در دنیا مطرح کند. هرچند هنوز جزئیات این طرح اعلام نشده و لازم است دکتر احمد الطیب آن را برای اطلاع علما و نخبگان جهان اسلام مطرح کند.
وی در ادامه با اشاره به نقش علما و نهادهای دینی در تبدیل فراخوان به گفتوگوی سازنده و وحدتآفرین، اذعان داشت: علما و نهادهای دینی نقش اصلی را در این راستا بر عهده دارند؛ چرا که دولتها معمولاً گرفتار مصلحتاندیشیهای زودگذر و منازعات قدرت هستند، اما نهاد دین پاسدار اصول اصلی دین، اخلاق امت و مصالح جامعه اسلامی است. نقش علما در چند محور قابل جمعبندی است:
– تئوریپردازی و تدوین فقه همزیستی و تقریب: علما باید از مناظرههای فرسایشی و اتهامزنیهای تاریخی عبور کنند و فقه را در خدمت مصلحت کلان امت تعریف کنند و بر اهداف عالی شریعت مانند حفظ جان، کرامت، مال و وحدت امت تمرکز کنند.
– محکومیت تکفیر و اباحهگری: علما باید هرگونه تکفیر، مباح دانستن خون مذاهب دیگر و اهانت به مقدسات را گناه کبیره و خیانت به امت اسلام اعلام کنند؛ مانند فتوای تاریخی شیخ شلتوت و فتوای مقام معظم رهبری شهید درباره حرمت اهانت به مقدسات مذاهب اسلامی.
– فعالسازی دیپلماسی علمایی: نهادهای دینی نباید منتظر دولتها بمانند؛ ارتباط میان الازهر و حوزههای علمیه نجف و قم، دیانت ترکیه و مراکز معتبر اهل سنت و شیعه، نقش مهمی در اجرای این ابتکارات دارد.
– مهار تریبونها و پاکسازی فضای عمومی: باید فضای عمومی از هیجانات فرقهای پاکسازی شود و تریبونها مهار شوند تا هر سخنی باعث ایجاد هیجانات مذهبی در جامعه نشود.
– تربیت مبلغان تقریبگرا: تربیت علما با رویکرد تقریب و شناخت واقعی آن در حوزههای علمیه و دانشگاههای اسلامی، در گفتوگوهای سازنده و وحدتآفرین بسیار مؤثر است.
به این ترتیب، علما میتوانند به عنوان «مهندسان صلح و پیونددهندگان قلوب» عمل کنند و اگر نهادهای دینی از انفعال خارج شوند، فراخوانهایی مانند ابتکار شیخ الازهر از سطح یک خبر رسانهای به یک جنبش اصیل و فراگیر تمدنی برای نجات اسلام از بحرانهای فرسایشی تبدیل میشود.
حجت الاسلام اکبری با اشاره به نقش کمیته پیشنهادی در ایجاد آشتی، اعتماد و همافزایی پایدار، خاطر نشان کرد: هرچند باید منتظر اعلام جزئیات این کمیته بود، اما به طور کلی اگر این کمیته بخواهد از سطح یک ایده فراتر رفته و به عامل ایجاد آشتی و اعتماد پایدار تبدیل شود، باید بر پایه اصول حکمت عملی عمل کند؛ یعنی شناخت دقیق واقعیتها، درک حساسیتهای طرفین دعوا و بهرهگیری از ابزارهای متناسب با مقتضیات زمان.
وی ادامه داد: مهمترین کار این کمیته اعتمادسازی با رویکردی بیطرفانه و عادلانه و دوری از وابستگیهای سیاسی است. این کمیته زمانی با حکمت عمل میکند که زبانش دستوری و از بالا به پایین نباشد، بلکه زبان محبت، مصلحتاندیشی پدرانه و دعوت به کرامت انسانی باشد. در این صورت، صلح و آشتی از یک قرارداد شکننده سیاسی به یک پیمان اخلاقی و معنوی میان اجزای امت اسلام تبدیل میشود که هیچ چیزی نمیتواند به راحتی آن را از هم بگسلد.
وی پیرامون گامهای عملی برای موفقیت ابتکار در یمن و غزه، گفت: هرچند هنوز برای اظهارنظر قطعی درباره تأثیر این ابتکار در حل منازعات یمن و غزه زود است، اما این ابتکار میتواند به نیروی پیشران عملیاتی در کانونهای بحرانی تبدیل شود، مشروط به اجرای گامهای واقعبینانه و مرحله به مرحله:
در یمن:
– یمن به دلیل ریشه در بافت سنتی و دینی، بهترین آزمایشگاه برای اثبات کارآمدی دیپلماسی علمایی است و علمای زیدی و شافعی میتوانند نقش کلیدی ایفا کنند.
– تشکیل هیئت حقیقتیاب و میانجیگری مشترک علمای شافعی و زیدی.
– اعلام آتشبس با پشتوانه فقهی؛ صدور فتوای مشترک از سوی علمای الازهر و علمای یمن مبنی بر حرام بودن ریختن خون مسلمانان یمنی و تداوم محاصره اقتصادی، و استفاده از این فتواها برای فشار بر بازیگران داخلی و خارجی.
– برگزاری نشستهای گفتوگوی فقهی میان نخبگان زیدی و شافعی تحت نظارت کمیته برای خنثیسازی تبلیغات تکفیری و فرقهگرایی.
در غزه:
– تبدیل مسئله فلسطین و غزه به محور عمل مشترک همه امت اسلامی؛ غزه امروز نیازمند همدردی عاطفی و اقدام هماهنگ امت اسلامی است.
– بسیج کاروانهای مردمی و علمایی برای شکستن محاصره غزه از طریق گذرگاه رفح یا مرزها، همراه با حضور رهبران دینی و فشار بر دولتها برای باز شدن مرزها و ارسال کمک و دارو.
– صدور منشور پشتیبانی همهجانبه از مقاومت غزه؛ تدوین سند فقه سیاسی مشترک که در آن کمک مالی، تسلیحاتی، سیاسی و رسانهای به غزه به عنوان فریضه عینی بر دوش دولتها و ملتهای اسلامی گذاشته شود.
– طراحی صندوق مشترک جهانی برای بازسازی و امداد غزه، به عنوان نهاد مالی و امدادی زیر نظر کمیته میانجیگری با مشارکت انجمنهای خیریه و نهادهای دینی جهان اسلام.
وی در پایان تاکید کرد: تا زمانی که طرح اجرایی و مرحله به مرحله دکتر احمد الطیب در دسترس علما و نخبگان جهان اسلام قرار نگیرد، نمیتوان به طور دقیق درباره اهداف آن قضاوت کرد. اما اگر آنچه بیان شد از اهداف این طرح باشد، طرحی عملیاتی است و باید هرچه سریعتر به دنیای اسلام عرضه شود تا آزاداندیشان جهان اسلام برای حل مشکلات امت به میدان بیایند.